الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

34

حضرت سيد الشهداء امام حسين (ع) مصباح هدايت (فارسى)

من تراب شمّني اياه فلم املك عَيْنَي انْ فاضَتا جبرئيل زمانى پيش نزد من بود و به من خبر داد كه فرزندم حسين كشته مىشود به شاطى الفرات در موضعى كه به آن كربلا گفته مىشود . پس جبرئيل يك مشت از خاكى قبض كرد و به مشام من رسانيد پس نتوانستم ديدگانم را از ريختن اشك نگاه دارم . وقتى حضرت سيد الشهداء عليه السلام به زمين كربلا رسيد و به او گفته شد اينجا زمين كربلا است آن را بوئيد ، و فرمود : اين است زمينى كه جبرئيل به پيامبر خبر داد كه من در آن كشته مىشوم . بنى اميّه بنى اميّه از نظر اخلاق بىمايه و فاقد ارزش بودند ، در جاهليّت و اسلام به حبّ دنيا و شهوات و التذاذ جنسى ، افراط در خوشگذرانى و تجمل و پرخورى و ناز پرورى ، سور پرستى ، كاخ‌نشينى و عصبيت فاميلى موصوف و معروف بودند . ابوسفيان در ميان تمام كسانى كه در مقابل دعوت اسلام به توحيد و خداپرستى عناد ورزيده و لجوجانه مخالفت كرده ، و مقاومت نشان دادند ابو سفيان فساد و عناد و اصرارش از ديگران بيشتر بود . او تا وقتى كه مظفريت قطعى نصيب مسلمان‌ها نشده بود براى خاموش كردن انوار آفتاب اسلام تلاش كرد ، و در بدر ، احد و خندق از سران مشركين ، و در احد و خندق سردار لشكر و زعيم سپاه كفر بود . در سال فتح مكه ابوسفيان و زن و فرزندانش از روى اكراه و بيم قتل به ناچار اسلام آوردند . راجع به نفاق او و اينكه اسلامش از روى اكراه بود و تا زنده بود دست از دشمنى با اسلام و مسلمان‌ها بر نداشت حكايات بسيار در تواريخ است . وقتى پيامبر اعظم از دنيا رحلت فرمود ابوسفيان در مكه مشغول تحريك و تهييج فتنه بر عليه اسلام شد و خواست مردم را به ارتجاع وادارد . سهيل بن عمرو در آن هنگام كه افكار ، سخت متشنج و مضطرب بودند ، نقشه هاى ابوسفيان را كه مردم را به ترك اسلام و بازگشت به جاهليت تحريص مىكرد ، نقش بر آب ساخت ، او خطبه اى خواند و گفت :